یاد ایامی

با سلام به تمام شما دوستان و با تشکر از شما به خاطر راهنماییتون

امروز داشتم توی سیستم به دنبال فایل هایی که لازم داشتم میگشتم . تصاویر مربوط به مدرسه تونس رو نگاه میکردم خاطرات دوسالی که با بچه های عزیز ایرانی که در اونجا بودk برام زنده شد. دوسالی که لحظه لحظه اون خاطره بود و این فایل فلش رو پارسال درست کرده بودم. در این پست میذارم  هم یاد و خاطره ای از دانش آموزانم باشه و انشالله هرجا که هستند در پناه حق باشند و هم اینکه شاید به اینجا سری بزنند و این تصاویر رو ببینند.




با عرض پوزش از شما عزیزان به خاطر اشتباهات تایپی در پیک نشانه های قبلی

باز هم شهرک الفبا

با سلام به شما دوستان عزیز

این جدول شهرک الفبا در سایز آچار تکراریه با چند تغییر جزئی - به درخواست یکی از همکاران که خواسته بودن تصاویری بکار بره که هرنشانه اول تصویر مربوط به اون باشه و من چندتا از تصاویر رو تغییر دادم



یه شبه خاطره کوتاه از امروز
فردا 13 آبان روز دانش آموزه و قراره بچه های پایه های بالاتر بیان مدرسه و در راهپیمایی شرکت کنن. امروز زنگ اول که وارد کلاس شدم دوست عزیزم که معاون مدرسه هم هست اومد و چند دقیقه ای ازم خواست که با بچه ها حرف بزنه
من هم سمعا و طاعتا اجازه دادم . ایشون هم صحبت هایی در مورد 13 آبان به بچه ها گفتن و بهشون توضیح دادن که فردا نیازی نیست که به مدرسه بیان فک کنم سر مراسم صبحگاه وقت نشده بگن یا شاید هم به خاطر بارندگی مراسم نیمه تمام مونده بود. قضیه اینجاست که ایشون واقعا اطلاعات خوبی داشتن و کل وقایع و مناسبت های این روز رو به بچه ها گفتن خداییش من که استفاده کردم ولی من تو این فکر فرو رفتم که بچه ها چقد متوجه صحبت های ایشون شدن. ایشون همین که اول صحبتاشون گفتن بچه ها هرکی دوست داشت در راهپیمایی شرکت کنه میتونه به همراه ولیش بره یکی بچه ها گفت: آقا ولی یعنی چه؟ صحبت ها ادامه دادن با کلی کلمات مبهم برای بچه ها انقلاب تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ و ... وقتی ایشون رفتن و در کلاس رو بستن یکی بچه ها بلند شد گفت آقا آقای ... چی گفت؟ من بی اختیار خندم گرفت
 و این مطلب به ذهنم خطور کرد که واقعا کار با بچه های اولی و پایه هایی پایین در ابتدایی چقد حساسیت و دقت می طلبه چقدر باید مطالب رو باید بچه گانه کرد واقعا بعضی وقتا تو بیان برخی چیزا میمونم من به شخصه از برخی مطالب حتی اگه تو کتاب درسی باشه میگذرم یعنی سریع رد میشم و حس میکنم فقط انرژی بچه ها و وقت کلاس رو میگیرم نمیدونم حالا این کارم درسته یا نه ولی میدونم  هرچی باید به موقش و به وقتش باشه بالاتر از مسائل قرآنی و دینی که نداریم که باید هرکدوم به اقتضای سن بچه آموزش داده بشه مثلا من وقتی به درس خاطرات انقلاب میرسم خیلی برام سخته تدریسش برای بچه ها ، صحبت کردن از انقلاب و دهه فجر برای بچه های 6 ساله بله درسته میشه از روش های مختلف کمک گرفت فیلم کارتون انیمیشن و ... ولی در کل عنوان و توضیح چنین مطلبی برای بچه های این سن و سال فک نمیکنم زیاد مثمر ثمر باشه شما نظرتون در مورد این بحث کلی چیه؟

توضیح المسائل بابا آب داد

این پست رو نوشتم هم جهت تشکر از شما عزیزان و هم در پاسخ به سوال یکی از همکاران مبنی بر اینکه از کجا بدانیم نوشته قرمز ارائه شده در پست قبل شامل کدام فعالیت ها و کدام تمرین ها می شود و آیا استفاده از تصاویر چه حکمی دارد؟

با عرض سلام و سپاس از حضور شما همکار عزیز

در مورد تصاویر بله من خودم هم کلی تصویر جمع کرده ام که بتونم با اونها مطالبی تا حدالمقدور مفید ارائه کنم  بحث در استفاده از تصاویر نیست در خیلی از موارد من هم مانند خیلی از دوستان مجموعه تصاویری جهت دانلود و استفاده در تکالیف ارائه می دهم و از طرفی خیلی از تکالیف و مطالب در تهیه تمرین ها تکراری و مشترک هستند برای مثل تصاویری که صدای اولشان مثل هم هستند را به هم وصل و یا تمرین نام تصاویر زیر را بنویس شما در همه کتاب های کار و یا تکالیف ارئه شده می بینید ولی برخی مطالب و تکالیف هستند که خود اشخاص ابداع و طراحی می کنند که در خیلی از وبلاگ های همکاران وجود دارند مانند تمریناهایی که با دروس دیگر به صورت تلفیقی هستند و یا فرم ها و فعالیت های فوق برنامه و  غیره که هر شخصی بر حسب ذوق و سلیقه خود به صورتی متفاوت طراحی می کند متاسفانه اینگونه تکالیف را برخی افراد سهوا یا تعمدا بدون اندک تغییری حتی در ظاهر مطلب در کتاب های کاری که چاپ می کنند استفاده می کنند که واقعا انسان وقتی اینگونه موارد را می بینید ناراحت می شود بله من هم با شما موافقم هدف همه ما  خدمت به بچه های این مرز و بوم است ولی باید در کارمان اخلاق و ارزش گزاری به فکر و کار دیگران هم  مد نظر داشته باشیم
مثلا من در تهیه پیک تابستانه خیلی وقت صرف کردم و خیلی از تکالیفش را از خودم طراحی کردم ولی وقتی میبینم همون طرح ها در کتاب های کار دیگران منتشر می شود مطمئنا حق را به بنده می دهید چرا که بین استفاده از مطالب یک شخص در کتاب چاپ شده با استفاده از این مطالب در یک پلی کپی آخر هفته خیلی فرق می کند. اگر دقت بفرمایید من نوشته ام استفاده شخصی و تجاری که منظورم همون نشر برخی موارد شخصی در کتاب کار با نام دیگران است.
دوستانی که با وبلاگ ها و کتاب های کار و تکالیف مختلف آشنایی دارند می دانند که کدام موارد از تمرین ها در تمام دروس و کتاب ها مشترک و معمول هستند و کدام موارد مطالب جدید و نوآورانه است که حق تصرف در آن ها فقط با خود شخص است.والله اعلم

سپاس از همه دوستان

سلامی از سرزمین عزیزمان

با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز

بالاخره بعد از یک هفته از برگشتنم به کشور عزیزمون تونستم اینترنت رو راه بندازم و انشالله از این به بعد بتونم با پست هایی در خدمت شما باشم.

ممنونم از همه دوستان و عزیزانی که در این مدت به این تارنما سر زدند و ابراز لطف و محبت کردن انشالله در این فرصت بتونم گوشه ای از محبت های آنها را جبران کنم

امسال با 32 دانش آموز کلاس اولی در مدرسه شهید بهزادی کنگان مشغول به تدریس هستم.

برای همه عزیزان ارزوی موفقیت می کنم و شروع سال تحصیلی جدید رو به همه همکاران و اولیای عزیز تبریک عرض می کنم

دوست

وقتی حس وحالی دیگر نداری و از مختصر افرادی که اطرافت هستند فقط سایه هایی می بینی و وقتی به این سایه ها نگاه می کنی نمیدانی که به تو نگاه می کنند یا به تو پشت کرده اند تازه قدر آنکس که دوست واقعی توست و همیشه در کنارت بوده و هست را بیشتر میدانی و تو غافل از او به سایه هایی دلبسته ای که با اندک ابر سود و مصلحتی ناپدید می شوند.
دوستی که حرف او مانند حرف مردان یکیست در غیاب و حضور تو چیزی که به سود توست را برایت آرزو میکند.دوست مشمار آنکس که در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
در دوستیش لاف جایی ندارد فقط عمل است کافیست یک قدم به سویش حرکت کنی تا تو را  در آغوش لطفش فرا گیرد کافیست کوچک ترین کاری را در راه دوستی اش انجام دهی میبینی که درهای خیر و برکتش را در راه دوستی با تو به رویت باز می کند.
تا بحال چنین دوستی داشته اید؟ واقعا داشتن چنین دوستی نعمت است و این نعمت را همه داریم و نمیدانیم. راست می گویند آدما قدر داشته هایش را نمیدانند.
او همیشه هست و به عهد دوستی که با ما بسته پایبند است ولی ما به عهدهای مصلحتی با سایه ها دلبسته ایم. حتی وقتی که به او پشت میکنیم او به یاد ماست ولی ما رو به نقاب هایی داریم که رو در رو و در چشمانمان زل می زنند  و با ما سخن می گویند ولی حرفشان بنابه مصلحت شخصی هزاران بطن تو در تو دارد که میمانی آیا تو را نفهم می پندارند یا خودشان را
ولی او روراست است و بر سر عهد و پیمانش هست کافیست تو او را بخواهی و بخوانی

شاید همه ما همچو سهراب آدرس خانه اش را پرسیده ایم : خانه دوست کجاست؟ ولی باز ساده ترین آدرس را گم کرده ایم چرا که کافی است به اندازه پرهای صداقت آبی باشیم.

برای بعضی درد ها
نه میتوان گریه کرد و نه میتوان فریاد زد..
برای بعضی دردها فقط میتوان
نگاه کرد، لبخند زد و
بی صدا شکست...‏!!‏

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند.
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند.
دعاکن برای آنها که نفرینت کردند.
درخت باش بر غم تبرها .
پرواز کن به کوری چشم خفاشها .
بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست

نماینده عزیز مجلس

شاید نوشتن این پست در این وبلاگ متفاوت باشه ولی ...

امروز روز اول بررسی کابینه پیشنهادی رئیس جمهور جدید در مجلس بود خب منم مثل هر کسی پیگیر این اخبار بودم اونم تو دنیای مجازی

من کاری به اشخاص ندارم و در مقام تایید و رد کردن کسی نیستم و همیشه معتقدم هر کاری را باید به اهلش سپرد و گر نه حرف زدن و قلم فرسایی کردن که هنر نیست. نباید عادت کنیم هم کارشناس فوتبال باشیم و هم تئوریسین سیاسی و خلاصه در هر زمینه ای صاحب نظر

داشتم نظرات نمایندگان مجلس که نماینده ما ملت هستند و ما به اونا اعتماد کردیم که از حق و حقوق ما دفاع کنن رو می خوندم چند سوال ذهن آدم رو درگیر میکنه نمیدونم چرا همه میگن کار ما درسته و کار شما اشتباست

تعجب میکنم از صحبت های نمایندگانی که کلی از مشکلات کشور میگن و به رئیس جمهور ایراد میگیرن که شما برای این مشکلات برنامه ای نداده اید؟ با خودم میگویم حتما این مشکلات قبلا نبوده چون اگه میبود حتما این نمایندگان محترم  مسئولین و رئسای سابق رو بازخواست میکردن و این مشکلات مطمئنا از شانس بده رئیس جمهور جدیده و بعد از انتخابش پیدا شدن و اگر از قبل این مشکلات و نواقصات بوده پس حتما این نمایندگان خواب بودن و شاید هم خودشونو به خواب زده بودن نکنه نماینده عزیز مجلس شتر دیدی ندیدی

یه چیزه عجیبه دیگه از صحبت های مخالفین و موافقین متوجه میشم همه قبول داریم که کسانی که به ملت و کشور خیانت میکنند نباید در این دولت و یا هرجای این نظام جایگاهی داشته باشند و ماشالله ادم خوشحال میشه وقتی می بینه که نمایندکان ما چقد انسان شناس خوبی هستند و میدانند که چه کسی فتنه ای هست و چه کسی نیست کی رنگ و بوی فتنه داره و کی نداره .من متعجبم پس چرا کسی کاری به کار این فتنه ای ها نداره مگر نمیگید اینها به کشور و ملت خیانت کردن پس چرا دارن برا خودشون راست راست میچرخن. نماینده عزیز مجلس شتر سواری دولادولا نمیشه

وزیر جوان باشه میگن خام و بی تجربست سن و سالی داشته باشد میگن اینجا خانه سالمندان شده وزرا از زنان باشند میگن به زنان بیش از پیش عنایت شده از زنان نباشن گفته میشد حقوق زنان پایمال شده وزیر سابقه وزارت داشته باشه میگن در زمان وزارتش عملکرد خوبی نداشته اگه پیشنه وزارتی نداشته باشه میگن صفر کیلومتره و بی سابقست فک میکنید با این اوضاع سنگ رو سنگ بند میشه نماینده عزیز مجلس کاری بکن بهر ثواب؛ نه سیخ بسوزه نه کباب

فقط امیدوارم که گرایش و امیال شخصی و جناحی تو کار نباشه چرا که اگه اینجوری باشه مصلحت و منفعت کشور و ملت حالا حالاها باید تو نوبت بمونه نماینده عزیز مجلس قسم نخور که باور کردم

با آرزوی سربلندی ایران اسلامی


شهادت مولا علی (ع)

عرض ارادتی کوچک به آستان پر مهرش



**************************************
من همیشه از این فرمایش مولا لذت می برم:

خدایا من از ترس جهنم و یا طمع بهشت تو را عبادت نکردم، بلکه تو را سزاوار پرستش یافتم و تو را خالصانه پرستیدم.

واقعا ما چگونه خدا را می پرستیم؟
الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خدایا تو را شکر

تا حالا شده دوست داشته باشین از ته دل بگید خدایا شکرت

من که امروز خیلی دوست داشتم بگم


خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا تو را شـــــــــــــــــــــــــــــــــــکر


ادم بعضی وقتا یه چیزایی میبینه و یه چیزایی میشنوه که باید خدا رو شکر کنه

بعضی وقتا به خاطر داشتن و بعضی وقتا به خاطر نداشتن اون چیزا

ادامه نوشته

حس کردم مهمه

این مطلب در قسمت نطرات پست قبلی آمده بود فکر کردم مهم جهت اطلاع رسانی گذاشتم 


چو ایران مباشد تن من مباد

دوستان گرامی سلام

دوروز پیش پیامی جعلی از طرف یکی از دوستان برایم آمده بود که درخواست کرده بود لگوی ایشان را در وبم قرار دهم که بنده به خاطر همکارم این کار راانجام دادم و موقع اجرا هم لگوی وب همان دوست بود(مدرسه ششم) اما چند ثانیه بعد وبم هک شد حتی تصاویر سربرگ و موجود  در وبم که در آپلود سنتر بود را تغییر داد  حال می بینم وب معلم ششم بانک سوالات و برخی از وب های فعال گرفتارش شده اند برای مقابله با این هک 1 -  ابتدا لگوی نصب شده را که در این موردلگوی مدرسه ششم است سریع پاک کنید تا از ارسال اطلاعات به هکر و دسترسی او جلوگیری نمایید 2-به آپلود سنتر خود رفته و عکس های جایگزین شده توسط هکر را پاک کنید 3- رمز آپلود سنتر را تغییر دهید(پیکوفایل - پرشین گیگ و...)

4- برای احتیاط رمز وب خود را تغییر دهید

دوستانی که هنوز گرفتار نشده اند به هیچ عنوان لگوی درخواستی با نام مدرسه ششم یا موارد مشابه را بدون هماهنگی با مدیر وب مورد نظر مبنی بر عدم جعلی بودن آن نصب نکنید . که این راه نفوذ است .

دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش کنیم آباد

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

امیدوارم خدمتی به دوستانم نموده باشم( فاتحی) دبستان چاهی

اما شما بد اندیش محترم  من ودوستانم(معلمین)  در ایجاد وبلاگ های آموزشی هیچ گونه انگیزه ی مادی نداریم وتنها به عشق فرزندان میهن اسلامیمان  این کار را انجام می دهیم امسال که سال اول پایه ششم بود به کمک دوستانم سالی پر بار آموزشی داشتیم

صد بار بدی کردی ودیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
بهتر نیست به جای آسیب زدن به آموزش کشورمان ،ما و دوستانمان را یاری کنید
تا شما هم در این گام کوچک برای فرزندان کشورمان سهیم باشید
مگر نشنیده ای که سعدی شیرین سخن می فرماید
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
 
اگر وب های ما ازبین برود باز هم در وبی دیگر ادامه خواهیم داد زیرا که تنها هنر ما معلمی و آموختن به فرزندانمان است
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست ، عرض خود می بری و زحمت ما می داری

منبع: دبستان شهید محمد چاهی

بوشهر تسلیت

امروز بعد از ظهر که داشتم توی سایتای خبری میگشتم با این خبر ناراحت کننده بر خورد کردم خبر زلزله شهر کاکی در استان بوشهر ، شهری که فقط 1 ساعت با محل سکونت ما فاصله داره که مطمئنا همه از این خبر مطلع شدید. امیدوارم که آسیب دیدگان به سرعت شفا و جانباختگان شامل رحمت خداوند رحمان  و مشکلات آسیب دیدگان به زودی حل شود.

پیام رهبر مقام معظم رهبری

تصاویری از زمین لرزه بوشهر


اولین پست 92

با سلام خدمت همه شما دوستان و همکار عزیز امیدوارم سال جدید رو به خوبی و خوشی شروع کرده باشید

از همه شما دوستان عزیز که در این دو هفته سر زدید تشکر می کنم امیدوارم سال تحصیلی به خوبی و موفقیت به پایان برسونید

لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید(منیع وبلاگ مشق عشق)

ادامه نوشته

عجیب تر از عجیب

با سلام خدمت همه شما همکاران و همراهان عزیز و بزرگوار

امیدوارم که عزاداری های شما مقبول درگاه حق واقع شده باشه

بابت غیبتی که داشتم از همه عذر می خوام

امروز یکی از همکاران بزرگوار وبلاگی رو به من معرفی کرد که ایشون از دیدن قسمت درباره وبلاگ طبق تعبیر خودشون گیج شده بود من هم به سرعت سر زدم که ببینم موضوع چیه

دوست دارید ببینید قضیه چی بوده به ادامه مطلب تشریف ببرید


ادامه نوشته

وبلاگ نامه 1

با سلام خدمت شما همراهان همیشگی

تا حالا کلمات زیادی که به نامه ختم میشن رو شنیدید مثل شاهنامه ، سفرنامه و ...

ولی من این پست رو وبلاگنامه نامیدم چرا که میخام در این پست از این وبلاگ براتون بنویسم


بر روی ادامه ی مطلب کلیک رنجه فرمایید


ادامه نوشته

امروز روز تولد دخترم و روز دختره

خدای سبحان به همه ما نعمت هایی بی پایان عطا می کند چه لایق آن ها باشیم و چه نباشم آنقدر کریم است که هیچ بشری دست خالی از درگهش برنمیگردد آنقدر نعمت می بخشد که دمادم باید گفت یا من لا تحصی العباد نعمه

و دوسال پیش در همین روز بود که خداوند به ما هدیه ای بی بدیل و نعمتی بزرگ به ما بخشید و آن هم دختری به ما عطا کرد که شیرینی و خوشبختی دیگری به زندگی ما افزود

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من

با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم . . .

دخترم عزیز دل بابا و مامان تولدت مبارک



امروز روز تولد حضرت معصومه (س) و روز دختر هم هست این روز رو به همه شما تبریک میگم

بانو!روز میلاد تو،کبوترانه مهمان حرمت می شوم،
دانه های عشق از صحن و سرایت برمی چینم و دور تا دور گنبد طلایی ات می گردم و اینگونه جشن می گیرم.

به این کودک کمک کنید

با عرض سلام خدمت شما بزرگواران

این پست رو از وبلاگ کودکانه بر حسب وطیفه گذاشتیم

_________________________________________________

سلام و احترام به همه دوستان بزرگوارم

یکی از اعضای عزیز خیریه همت در پیامی از همه دوستان تقاضای استمداد کرده است.
جنس این بار استمداد همت فرق می کند؛ لطفا به متن پیام دقت کنید و برای همه
دوستانتان ارسال کنید.

"سلام.
کودکی 22 ماهه به نام صدیقه بامری برای پیوند مغز استخوان احتیاج به کمک 7 نفر پلاکت دهنده با گروه خون (AB) منفي دارد.
این بیمار و خانواده اش که اهل منطقه محروم دلگان نزدیک ایرانشهر سیستان و بلوچستان هستند، قرار است این عمل را در بیمارستان دکتر شریعتی تهران انجام دهند.

شرایط افراد پلاکت دهنده:
1- مرد باشد
2- سن بالای 18 سال و زیر 50 سال داشته باشد
3- وزن بالای 50 کیلوگرم داشته باشد
4- دارای رگهای خوبی باشد
5- هیچگونه بیماری نداشته باشد


شماره تماس: 09151986091 آقای مهدی بامری

لطفا از پیگیری دریغ نکنید

_____________________________________________

التماس دعا

آخرین پست بابا آب داد.

باعرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز و همکاران بزرگوار و تمامی کسانی که روزی به این تارنما سر زدند و اظهار لطف کردند

میخواستم به اطلاع برسانم که بنا به دلایلی که اینجا ذکر نمیشه از امروز فعالیت این وبلاگ  اطلاع ثانوی متوقف می شود

خدا رو شکر می کنم که در این مدت با بزرگوارانی ذر ارتباط بودم که همیشه توانستم از آنها فرابگیرم و بر دانش و تجربه ام بیفزایم

و از آندسته از عزیزانی که به آنها سر نزدم یا احیانا جواب کامنت ها و یا ایمیلهاشون رو ندادم معذرت میخواهم

امیدوارم مرا حلال کنید و برایم دعا کنید

برای همه شما آرزوی موفقیت می کنم

موسوی



یاعلی

درخواست همکاری

با عرض سلام به همه ی شما دوستان

الان چند روزیه که در گیر درست کردن جدول ترکیب صامت و مصوت هستم. این جدول رو سعی کردم متفاوت با جداول ترکیب معمول و مرسوم باشه.

این جدول همانطور که در زیر تصویر قسمت مربوط به نشانه ی ز رو می بینید هر دانش آموز بعد از تدریس نشانه ای باید آن را با مصوت ها ترکیب کنه و اگر نشانه ی جدید مصوت باشه باید صامت های قبلی رو با اون ترکیب کنه

پیدا کردن تصویر برای بعضی از ترکیب ها کار مشکلی بود. فعلا بعضی از ترکیب ها بدون تصویر مونده و از شما میخام که کلمه ای که به ذهنتون می رسه که هم حاوی ترکیب مورد نظر باشه و هم بتونم تصویر اون کلمه رو بذارم رو معرفی کنید.

ترکیب هایی که هنوز بدون تصویر موندن در ادامه ی مطلب گذاشتم

ادامه نوشته

وبلاگ گل دخترم سپیده

بازهم سلام به شما همراهان همیشگی

از امروز یه وبلاگ برای سپیده کوچولو درست کردم و اسمش رو گذاشتم « گل دخترم سپیده»

اگه خواستید وبلاگ رو ببینید روی لوگوی وبلاگش که در زیر می بینید کلیک کنید.

کتابخانه کلاسمان

صبح یکی از جمعه های اوایل سال تحصیلی جعبه ماشین رو  از تخته ، پیچ ، چکش و اره برقی، دریل و ... پر کردم و به مدرسه رفتم. همه ی وسایل رو به کلاس بردم. دو تا از پایه های جاکفشی های فلزی که در محیط مدرسه افتاده بود با هماهنگی قبلی با مدیر به کلاس بردم و دست به کار شدم.

تخته ها رو به صورت عرضی روی پایه های فلزی بستم و پایه ها رو محکم در ته کلاس به دیوار با پیچ  ، محکم نصب کردم. فرداش هم داستانهای خشت اول رو توی قفسه ها چیدم. از قفسه های بالا هم به عوان بانک جایزه استفاده کردم

در ادامه مطلب تصاویر کتابخانه را ببینید.

نتیجه آزمون خارج از کشور امروز اعلام شد در ادامه بخوانید....

ادامه نوشته

پوشه کار

در این پست قصد ندارم در مورد پوشه ی کار و کیفیت آن صحبت کنم چون همه ی شما همکاران عزیز از کم و کیف آن اطلاع دارید و در این زمینه استاد بنده هستید. در فروردین ماه سال تحصیلی 90-88  همایش ارزشیابی کیفی توصیفی در دوره ابتدایی ویژه مدیران و آموزگاران پایه های اول و دوم ابتدایی با حضور دکتر محمّد حسنی از طرف اداره آموزش و پرورش ناحیه دو اهواز برگزار شدکه ...

ادامه نوشته

مولود کعبه

فردا روز تولد مولاست

من که نمیتونم دربارش چیزی بنویسم یا بگم من کیم که جمله ای درمورد علی (ع) بگم فردا روز مرد هم هست به همه مردان و پدران خوب عالم تبریک میگم

امشب امروز و امشب با اینکه تنهابودم و دلم گرفته بود بهترین هدیه رو گرفتم

اولش قصدی نداشتم پست چدیدی بنویسم ولی همین 5 دقیقه پیش نظرم عوض شد

ادامه رو بخونید

ادامه نوشته

لوگوی وبلاگ

حتما شما تا بحال آرم ها و لوگوهای مختلفی رو دیده اید که هر کدام معرف یک سایت یا یک موسسه می باشد. سازمان ها و شرکت های مختلف هم هرکدام آرم و نشانی دارند که معرف همان سازمان یا شرکت می باشد.

در ادامه مطلب چند نمونه لوگو مربوط به این وبلاگ طراحی شده که از این پس مطالب و تصاویری که در این وبلاگ ارائه می شود را به همراه این لوگوها می توانید ببینید.

خوشحال میشم نظرتون رو درمورد این لوگوها بیان کنید.

ادامه نوشته

آخرین روز مدرسه

سلام به همه دوستان و همکاران عزیز

روز 13 اردیبهشت آخرین روز سال تحصیلی ما بود. می خوام از اون روز بنویسیم

در ادامه مطلب منتظر شما هستم

ادامه نوشته

دوسالگی بابا آب داد

دوسال پیش بود در یکی از روزهای فروروین ماه به سایت بلاگفا سر زدم و روی ایجاد وبلاگ جدید کلیک کردم. چه زود گذشت به یک چشم به هم زدن

قبل از همه خودم به خودم تولد وبلاگم رو تبریک می گم چرا که در این دوسال با دوستان زیادی آشنا شدم از تجربیاتشون استفاده ها بردم   نظرات  و راهنمایی های ارزندشون همیشه کمک حال من بود از تمامی شما دوستان و عزیزان بابت همراهی من در این تارنما سپاسگزارم

خدایا به داده ات و نداده ات و گرفته ات تو را شکر

شما چه سایتی رو معرفی می کنید؟

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت تمامی شما همراهان همکاران و اولیای عزیزی که همیشه با حضور سبزتون برادر کوچکتون رو برای ادامه کار دلگرم می کنید.

با توجه به بروز مشکل در قالب وبلاگ به علت ایجاد اختلال در سایت آپلود تصاویر از شما دوستان و همراهان عزیز تقاضا دارم که یک سایت  برای آپلود تصاویر معرفی فرمایید.

شما چه سایتی رو معرفی می کنید؟

با تشکر صمیمانه از شما 

ادامه نوشته

گزارش بازدید از کلاس

در این پست گزارش مختصری از بازدید روز یکشنبه 19/10/89 که از کلاسم انجام گرفت را خدمت دوستان ارائه میدهم.

قبل از اون جا داره یه معذرت خواهی داشته باشم بابت نگذاشتن به موقع پیک آدینه شماره 15 مربوط به هفته گذشته از تمامی عزیزانی که در این قسمت ما را همراهی می کنند. انشالله در پایان این هفته پیک های شماره 15 و 16 را با هم جهت استفاده دوستان خواهم گذاشت

در ادامه گزارش بازدید را مطالعه بفرمایید

ادامه نوشته

گردهمایی آموزگاران پایه اول

پیک آدینه این هفته(شماره ۱۳) مربوط به جمعه ۳/۱۰/۸۹ را از پست قبلی دانلود بفرمایید

در جلسه ای که در چند هفته پیش بین آموزگاران پایه اول شهرستان تشکیل شد به پیشنهاد برخی همکاران مقرر شد که معلمان پایه اول هر چند وقت یکبار یک گردهمایی و همفکری را در کلاس  یکی از همکاران برگزار کنند تا هم از تجربیات و کارهای آن همکار استفاده شود و هم یک نوع همفکری و تبادل نظر در مورد مسائل مربوط به کلاس اول بین همکاران صورت بگیرد. جا دارد از جناب آقای بحرینی سرگروه پایه اول شهرستان تشکر کنم که این هماهنگی ها را انجام دادند. این هفته میزبان مدرسه ما ( امیرکبیر) و مدرسه شیفت مخالف (کوثر) بودند. 

 در ادامه بخوانید

ادامه نوشته

گچ و چسب

حتما برای شما هم موقعیت های غیر پیش بینی شده در کلاس اتفاق افتاده است که مربوط به کتاب و درس می باشد. بعضی وقت ها دانش آموزان بدون اینکه ما خواسته باشیم به کار تدریسمان با خلق موقعیتی تصادفی کمک می کنند. در کلاس ما هم در ابتدای شروع ساعت درسی اتفاقی بسیار ساده توسط یکی از بچه پیش آمد که برای من خیلی شیرین بود و از آن برای ادامه تدریسم در آن ساعت استفاده کردم.

جریان گچ و چسب را ادامه بخوانید

ادامه نوشته

عيادت

چند روز پيش توي حياط مدرسه اتفاق ناگواري براي يكي از دانش آموزان كلاسم افتاد.

محمد امين در زنگ تفريح در حالي كه مي دويد و بازي مي كرد به يكي از بچه ها برخورد كرد و به زمين افتاد كه متاسفانه هم از ناحيه ساعد دچار شكستگي شد و هم از ناحيه آرنج دچار دررفتگي

...

ما هم به اتفاق بچه هاي كلاس بعد از چند روز براي ديدن محمد امين به منزلايشان رفتيم


در ادامه توضيحات و تصاوير بيشتر را ببينيد

ادامه نوشته

دوستتان دارم و دوستم باشید

دوستتان دارم و دوستم باشید

 

اي پدر، اي مادر

من به رفتار شما مي نگرم

ديده ام ناظر اعمال شماست

بهر من خوب و بد از كار شما مفهوم است

عمل و كار شما الگوي رفتار من است

نه چنان مي شوم آخر كه شما مي خواهيد

وضع من بسته به رفتار شماست

 

ادامه شعر در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

سلام به همه

سلام

بعد از چند ماه غيبت باز امروز برگشتم، خيلي دلتنگ اين خانه شده بودم خانه اي كه من آن را مجازي نمي دانم بلكه يك خانه حقيقي چر اكه در اينجا با  دوستان و همكاران بسيار عزيزي آشنا شدم و خيلي چيزها از آنها ياد گرفتم دلم براي همه شما تنگ شده بود هميشه دوست داشتم فرصت مناسبي به دست بيايد و به وبلاگهاي شما سر بزنم.

انشاالله از فردا به تمام دوستان سر خواهم زد. جا داره بابت غيبت طولانيم يك معذرت خواهي از همه شما داشته باشم و جاداره از همه عزيزاني كه در اين مدت از طريق تماس تلفني يا ارسال پيامك جوياي حال اين حقير بودند تشكر و سپاسگزاري كنم. راستش در اين مدت مخصوصا فصل تابستان درگير مسائل مختلفي بودم و بحمدالله چند اتفاق مهم و خوشايند برايم به وقوع پيوست. يكيش اينكه بالاخره موفق شدم بعد از چندين ماه بحث و مناظره (لطفا برداشت سياسي نشود) با اداره مربوطه تونستم پست مديريت مدرسه را تحويل بدم و باز به كلاسم يعني كلاس اول( كه در پست هاي گذشته از آن به بهشت روي زمين تعبير كرده ام) برگردم  همانطوري كه بعضي دوستان مي دانند در آبان ماه پارسال ابلاغ من به عنوان مدير مدرسه زده شد ولي نتونستم دل از كلاس بكنم و خداروشكر تونستم در همين تابستان دوستان اداره اي را متقاعد و قانع كنم كه با برگشتن من به سر كلاس موافقت كنند واقعا كار سخت و دشواري بود ولي در دقيقه نود تونستم 3 امتياز بازي را به سود خودم بگيرم.

اتفاق بسيار مهم ديگه هم كه باز در اواخر شهرويور اتفاق افتاد تولد اولين فرزندم بود كه براي هر انساني اتفاقي بسيار مهم و خوشايندي است كه من هم از اين قاعده مستثنا نيستم. اسمش را سپيده ناميدم كه اميداورم هميشه زندگيمان مانند روشنايي اول صبح سپيد و منور باشد. امسال هم در مدرسه امير كبير و غيرانتفاعي فجر در خدمت شما هستم و حتما به بزودي به شما سر مي زنم و از تجارب ارزنده شماها استفاده خواهم كرد

 

ادامه نوشته

بابا آب داد بک ساله شد

پارسال در همین ایام بود که من هم مثل خیلی از شما دوستان عزیز پا به عرصه وبلاگ نویسی گذاشتم.

و در این یک سال این وبلاگ فراز و نشیب هایی داشت...............

ادامه نوشته

گناه بچه ها چيست؟

مي خواستم مسئله اي را كه امروز با آن مواجه شدم را مطرح كنم و آن اين است كه پدر و مادري كه طلاق را راه حل مناسبي براي حل تمام مشكلاتشان مي دانند آيا در اين بين به فكر بچه هاي معصوم خودشون هم هستند؟

در ادامه بخوانيد و نظرات خود را در مورد اين موضوع مطرح بفرماييد.

ادامه نوشته

سلام

سلام دوستان عزيز و بزرگوار

از شما بابت همراهيتون و راهنمايي هاي ارزندتون تشكر مي كنم

و خيلي شرمندم از اينكه به شما عزيزان سر نمي زنم و نمي تونم جواب محبتهاي شما رو بدم

امروز اومدم چيزي بنويسم هر چي فكر كردم چيزي براي نوشتن نداشتم اينروزا نمي دونم چرا سرم شلوغه و نمي رسم به اينجا سر بزنم

واقعا منو به بزرگواري خودتون ببخشيد

اينم تقديم به همه شما عزيزان كه خيلي چيزها رو از شما ياد گرفتم

موووووووووووفق بااااااااااااااااشيد

اولین هفته سال  تحصیلی

هفته اول مهرماه هم تموم شد

در این هفته درسامون رو به صورت جدی شروع کردیم

پارسال در پایان هر هفته تکالیفی با عنوان پیک آدینه به بچه ها می دادم که شامل تمام دروسی بود که در آن هفته تدریس شده بود که در پست های قبلی نمونه های پیک آدینه را ملاحظه فرمودید ولی امسال سعی دارم که تکالیف به صورت مجزا باشد یعنی درس علوم جداگانه بعد از پایان هر فصل، ریاضی هم جداگانه بعد از پایان هر مبحث و جمعه ها تکلیف فارسی خواهم داد که شامل درسی است که در آن هفته داده شده است

ادامه نوشته

کامنت دونی

سلام دوستان عزیز و همراهان بزرگوار

یک هفته ای میشه که سایت بلاگفا عجیب حالمو گرفته نمیدونم از عید فطر به این ور چرا نمیخوات با ما بسازه

مشکل اینجاست که قسمت نظر سنجی وبلاگم مشکل پیدا کرده و نمیتونم کامنتهای دوستان عزیزی که به ما افتخار می دهند و به وبلاگ سر می زنند رو بخونم

با توجه به راهنمایی هایی که خانم فلاح فیروز آبادی و افسون کودک طبیعت با استفاده از یاهو فرموده بودند متوجه شدم که ایراد از قالب وبلاگه و مشکل بلاگفا فعلا با سایت سایکو می باشد که من قالب وبلاگمو با اون ساختم و چون نمیخاستم که نظم و ترتیب فعلی وبلاگ به هم بخوره  قالب وبلاگ رو عوض نکردم چون در اینصورت تمام لینکها ازبین خواهد رفت (به این دلیل که لینکهای موجود در سایکو ساخته شده نه بلاگفا) و از نو باید اونا رو اضاف کنم.

برای همین به این فکر افتادم که یک وبلاگ کمکی در کنار این وبلاگ بسازم تا در اونجا بتونم کامنت های شما عزیزان رو بخونم

تا زمان رفع این مشکل برای نظر دادن می تونید با استفاده از لینک زیر به وبلاگ کمکی بروید و نظر دهید

با تشکر از تمام شما عزیزان

کامنت دونی وبلاگ بابا آب داد

کفش های مامان

چند روز پیش که داشتم وبلاگ همکار بزرگوارمون خانم فلاح فیروز آبادی رو میخوندم که در مورد ترس از مدرسه نوشته بودند و منو به یاد یه خاطره انداخت که بدنیست خدمت شما دوستان عرض کنم

این خاطره مربوط به سال تحصیلی 83-82 و درمورد دانش آموزی به نام عزیز می باشد که در ادامه مطلب می تونید بخونید ، خوندنش خالی از لطف نخواهد بود.

ادامه نوشته

اولین روز کلاس دو زبانه

امروز هفدهم مرداد است. صبح زود بلند شدم و برای رفتن به مدرسه آماده شدم. آخه امروز قرار است که بچه های کلاس اول به مدرسه بیایند و به مدت یکماه در کلاسی که اصطلاحا به آن کلاس دو زبانه می گوییم شرکت کنند.

همش تو این فکر بودم که بچه ها امسال چگونه هستند،چه شکلی هستند و حتی تو این فکر بودم که چه اسم هایی دارند.مطمئن بودم که بچه ها هم تو این فکر هستن که معلم آنها کیه و چه شکلی خواهد بود

بالا خره وقتی وارد مدرسه شدم بعضی از بچه ها با اولیا آمده بودند و چند نفر به مرور بعد از گذشت یک زنگ به ما اضاف شدند. جمعا 12 نفر بودند که برای روز اول شروع کلاس ها آمار خوبی بود.

خوب قرار شد که من وبچه ها، همگی با هم دوست بشیم و برای اینکار از اونا خواستم که اول خودشون رو معرفی کنن.

حالا نوبت من رسید که خودم رو برای اونا معرفی کنم. گفتم من هم موسوی هستم و توی این مدرسه معلم شما خواهم بود

علی اصغر بلند شد و با لبخند گفت:‌ آها آقا اجازه، مثل همون که با رئیس جمهور مسابقه داد!!!!

منهم کلی خندیدم و تو دلم گفتم این بچه های کوچولوی ما هم از این موج انتخابات در امان نبودن

به معلم بودنم افتخار می کنم

سلام همکاران و استادان عزیزم

از عمر وبلاگم چهار ماه بیشتر نمی گذرد ولی در این مدت با دوستان و بزرگواران زیادی آشنا شدم واقعا چه دنیای خوبی است اینجا، من این جا را به جای دنیای مجازی دنیای حقیقی مینامم چرا که دراینجا فاصله را ازمیان میبریم و دور هم مینشینم و تجربه ها را دراختیار هم قرار میدهیم .واقعا چه دنیای قشنگیست

خدا را شاکرم که با عزیزانی آشنا شدم که از یک خانواده ایم، حرف همدیگر را می فهمیم و درک می کنیم و تمام فکر و ذکرمان یکیست: رشد و تعالی فرزندان این مرزو بوم

چند روز پیش وقتی به یکی از شعب بانکها برای انجام کاری مراجعه کرده بودم خوب طبیعی بود از من کارت شناسایی خواستند و من کارت معلمیم را نشان دادم آن لحظه برایم غیر طبیعی بود که به من گفتند لطفا به جای این کارت یک کارت معتبر نشان دهید. نمی دانم شما اگر جای من بودید چکار میکردید من که حس میکردم دارم از پرتگاه بلندی به طرف زمین پرت می شوم مات شده بودم زبانم قفل شده بود واقعا نمی دانستم چه بگویم.کارت ملی را نشان دادم به آقای کارمند بانک گفتم میشه یه سوالی بپرسم؟

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید

ادامه نوشته

به عمل کار برآید نه به حرف

این روزها همه حرف از رییس جمهور آینده می زنند یعنی حرف از زمامدار امور مردم، آن هم در یک کشور اسلامی و در یک مملکتی که نام مولا علی (ع) را با افتخار بر خود دارد.

راستی این زمامدار باید چگونه باشد؟

این روزها همه خود را دولت حق می خوانند و طرف مقابل را دولت ناحق

همه خود را علی(ع) میخوانند برای نجات دولت اسلامی و طرف مقابل را معاویه می خوانند که به تسخیر و تخدیر افکار جامعه می پردازد

همه خود را حسین(ع) می خوانند و برای نجات دین محمد(ص) و انقلاب خمینی(ره) از دست یزیدیان زمان

به یاد داستان آن کارگزار دولت علی (ع) می افتم که وقتی به همراه پسرش مشغول شخم زدن زمین بودند. قاصد امام از راه رسید و حکم نصب او را به فرمانداری یکی از استانهای به او داد. پسرش از خوشحالی فریاد شادی بر آورد و کفش کهنه اش را از پای خود کند و بر زمین انداخت و گفت پدر : اکنون می توانم یک جفت کفش نو و زیبا بخرم.

پدر با آرامش تمام به پسر خطاب کرد: پسرم کفش هایت را بردار از این پس همین ها را هم نخواهی داشت!!

آری چقدر ما به این بینش در زمامداری علی(ع) نزدیک شده ایم؟

دیگر از اینهمه جنجال و هیاهو و بازار تهمت ها و افتراها خسته شده بودم به ناگاه و بی اختیار آهنگ کتابخانه کوچکم می کنم کتابخانه کوچکم که بی نهایت کتاب داشت. آری بی نهایت کتاب در یک کتاب داشتم. بی نهایت کتاب در کتابی که صاحبش را نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند متحيرم چه نامم شه ملك لا فتي را

آری بیدرنگ به سوی کتابی میروم که آن را برادر کتاب خدا می می خوانند. کتاب مولایمان علی(ع) و نامه مولا را به کارگزارش مالک نخعی یار باوفایش.کاش همه این نامه را می خواندند. وقتی خوب نگاه می کنم می بینم امام نامه را به مالک ننوشته است وقتی خوب به نام مالک می نگرم وقتی به حرف حرف آن نگاه می کنم

میبنم م آن و ا و ک آن به نوعی یادآور همین بزرگواران عرصه رقابت عصر ما می باشند به دنبال حرف ر می گردم میبینم در آخر اشتر نهفته است.

کاش این بزرگواران این نامه را می خواندند و آگر خوانده اند مطمئنم فراموش کرده اند و توصیه می کنم آن را دوباره بخوانند. این نامه برای چهار نفر یا گروهی از کارگزاران نیست این نامه برای تمام ملت است برای تمام افراد با هر طبقه و نژادی

این نامه مدرسه ای که تمام ملت و تمام افراد جهان باید در کلاس اول آن ثبت نام کنند و از این مدرسه فارغ التحصیل شوند که دیگر مدرکمان معتبر ترین خواهد بود.

در ادامه ی مطلب خلاصه ای را از خطبه نهج البلاغه بخوانید

ادامه نوشته