به معلم بودنم افتخار می کنم
سلام همکاران و استادان عزیزم
از عمر وبلاگم چهار ماه بیشتر نمی گذرد ولی در این مدت با دوستان و بزرگواران زیادی آشنا شدم واقعا چه دنیای خوبی است اینجا، من این جا را به جای دنیای مجازی دنیای حقیقی مینامم چرا که دراینجا فاصله را ازمیان میبریم و دور هم مینشینم و تجربه ها را دراختیار هم قرار میدهیم .واقعا چه دنیای قشنگیست
خدا را شاکرم که با عزیزانی آشنا شدم که از یک خانواده ایم، حرف همدیگر را می فهمیم و درک می کنیم و تمام فکر و ذکرمان یکیست: رشد و تعالی فرزندان این مرزو بوم
چند روز پیش وقتی به یکی از شعب بانکها برای انجام کاری مراجعه کرده بودم خوب طبیعی بود از من کارت شناسایی خواستند و من کارت معلمیم را نشان دادم آن لحظه برایم غیر طبیعی بود که به من گفتند لطفا به جای این کارت یک کارت معتبر نشان دهید. نمی دانم شما اگر جای من بودید چکار میکردید من که حس میکردم دارم از پرتگاه بلندی به طرف زمین پرت می شوم مات شده بودم زبانم قفل شده بود واقعا نمی دانستم چه بگویم.کارت ملی را نشان دادم به آقای کارمند بانک گفتم میشه یه سوالی بپرسم؟
گفت : بفرمایید
ــ میشه بگید اون کسی که به شما تعلیم داد تا به اینجا برسید و الان که ماشالله هزار ماشالله کارمند بانک هم هستید کی بود؟
تازه آقای کارمند دوهزاری جا افتاد
گفت: ببخشید این روال اداری اینجوری میگه والا معلما جاشون رو سر ماست
یاد صحبتهای یکی از همکاران افتادم که اینگونه تعریف میکرد: در سفری که به اصفهان داشتیم در چهل ستون چند توریست اروپایی را دیدم .با آنها از طریق مترجمشان هم صحبت شدیم
آنها هم مثل ما معلم بودند و می گفتند چون ما بازنشست شده ایم از طرف دولت ما به یک سفر توریستی میفرستند ما هم ایران را انتخاب کرده ایم.
نمی توانستم بین این دو مورد هیچگونه مقایسه ای کنم
ما که فرهنگ بسیار غنی داریم ولی آنها در خیلی چیزها از ما جلوترند حتما آنها این جمله امام علی(ع) را خوانده اند کی فرموده اند:« هرکس مرا کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود ساخته است»
آنها حتما در تاریخ خوانده اند که پیامبر اسلام(ص) اسیران را به شرط باسواد کردن یک مسلمان بی سواد آزاد می کرد
در عظمت و منزلت و مقام معلم همين كافي است كه بزرگترين معلم جهان بشريت حضرت رسول خاتم(ص) به اين ويژگي خود افتخار ميكرد. آن بزرگوار زماني كه با دو گروه در مسجد مواجه شد كه گروه اول عبادت ميكردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را افضل دانست و فرمود: «انما بعثت معلما: همانا كه من به عنوان معلم انسانها مبعوث شدهام
حضرت امام جعفر صادق(ع) ميفرمايند: «هنگامي كه روز قيامت شود، خداوند تمام انسانها را جمع ميكند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مركب عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مركب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت. اين ارزش بدان جهت است كه شهيدان در سايه علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است
این است ارزش والای تعلی و معلم در نگاه بزرگان
دیروز هم با یکی از دوستان قدیمی همصحبت شده بودم که کارمند یکی از ارگانهای دولتی بود ولی به نظرم کارشناس امور اقتصادی هم شده بود و ما نمی دانستیم،(البته بعضی ها که خود را کارشناس در تمام امور و مسایل می دانند) دوست ما میفرمودند که در جامعه، قشر معلمین نسبت به حقوقی که میگیرند کمتر کار می کنند و تازه تابستونا هم که تعطیلند و راحت تو خونه می نشینند یا به مسافرت می روند
واقعا متاسفم بعضی نمی توانند عشق و حقیقت معلمی را درک کنند.البته حق دارند بعضی ها که میگویند معلما کاری نمیکنند و حقوق می گیرند و سه یا چهار ماه تابستان را بیکارند چون درک نکرده اند خیلی ها هم میگویند این حقوق مربوط با تابستون معلما از نظر شرعی اشکال دارد
من می خواهم از آنها بپرسم شما اگر خانواده پنج نفری باشید و به مدت یک هفته قصد مسافرت داشته باشید چندر روز را صرف آماده سازی و برنامه ریزی میکنید؟ حتما جواب خواهند داد از دوهفته قبل شروع می کنیم
در حالی که ما از مهرماه قصد مسافرت هشت ماهه را داریم و تعداد همسفرانمان حد اقل بیست و پنج نفر هستند آیا نیازی به سه ماه برنامه ریزی و آماده سازی ندارد
عزیزان همکاری که در تابستان شروع به ساخت وسایل کمک درسی و آماده سازی تمرینات یرای دروس مختلف می کنند و کتابهای مورد نیاز خود را تهیه می کنند آیا بیکار نشسته اند
آخر معلمی که سه ماه تابستان را صرف مطالعه و آماده سازی برای سال جدید است بیکار است.
تازه این
تعطیلات به اسم مرخصی تابستانه است که در اصل فقط دوماه است نه سه یا چهار ماه و
تازه اینکه در مناطقی مانند مناطق ما که
اکثر مردمان آن به زبان دیگری غیر از فارسی (در منطقه ما زبان عربی هم صحبت می
شود) تکلم می کنند در آواخر تعطیلات به مدت یکماه (شهریور ماه ) کلاسی به اسم کلاس
دوزبانه برای کلاس اولی های جدیدالورود برگزار می شود.دیگر همکاران در مقاطع دیگر
هم که در فصل تابستان درگیر برگزاری امتحانات مختلف هستند
آری درد دلها زیاد است
نمیدانند که
نگاه معصومانه یک دانش آموز از
تمام دنیا شیرین تر و باارزش تر
است ،نمیتوانند درک کنند وقتی دانش
آموزی سیب خود را نصف میکند و به
معلمش تقدیم میکند به قول خانم منجی که در وبلاگشون نوشته بودند انسان زیبایی های
خدا را میبیند
هفت سال است که در کلاس اول
ابتدایی تدریس میکنم و
مانند شما عزیزان همیشه شاهد
زیبایی های زیادی از این دست در عالم کلاس و مدرسه بوده ام و واقعا وجود خدا را در
آن لحظات درکلاسم حس
میکردم(و صدالبته خدا در همه جا
هست اما مهم این است که حسش کنی)
وقتی که امید یکی از دانش آموز معصوم کلاس زنگ ورزش پیشم می آید و برای عوض کردن لباسش و بستن کفشش از من کمک میخواهد، وقتی که محمد هر وقت مرا در بازار می بیند دست مادرش را رها می کند و به طرفم می دود و وقتی به من می رسد می گوید:آقا اجازه..سلام
وقتی حسین هر روز نارنگیش را با اصرار با من تقسیم میکند و می گوید آقا اگر شما نخورید من دوست ندارم بخورم
وقتی عبدالله که تمام دانش آموزان و معلمان مدرسه او را دوست داشتند،هنگامی که بچه ها دور میز من جمع می شدند او هم می آمد و دستان و انگشتانم را لمس میکرد می خواست بداند که دستان یک معلم چونه است حتما در دنیای او معلمان با دیگران فرق می کند معلم کسی است که همه کسانی که تا بحال دیده بود فرق می کند و سعی میکرد در اون موقعیت من متوجه کار او نشوم. هنوز من انگشتان کوچک عبدالله را حس میکنم
عبدالله بیماری صرع داشت و در تابستان همان سال در دریا غرق شد و فوت کرد و من وقتی این خبر راشنیدم شوکه شدم و نمیتوانستم کاری بکنم فقط اشک در چشمانم حلقه زده بود
وقتی آخرین روز سال تحصیلی دانش آموزان در جلوی پدرو مادرشان دست معلمشان را میبوسیدند و اینگونه ابراز علاقه و تشکر می کردند من فقط می توانستم خودم را کنترل کنم که در جلوی پدر و مادرها گریه نکنم
وقتی پارسا بعد از آخرین روز امتحان و قبل از رفتن به شهرشان مشهدبا من تماس گرفت و با آن جملات ساده و معصومانه اش از من تشکر کرد و گفت : آقا معلم من دوستتون دارم، هر وقت رفتم مشهد اونجا براتون دعا می کنم
و هزاران لحظه دیگر که تمام شما عزیزان هم در سالها تدریستان شاهد آن بوده اید را نمیتوان با هیچ چیز دیگری قیاس کرد
این لحظات برای یک معلم شیرین و ماندگار است و خستگیش را از بین می برد نه تعطیلات و یا چیزهای دیگر

درد دلی بود از برادر کوچکتان
موفق و سربلند باشید