ابوالقاسم الشابی شاعر 25 ساله و پرآوازه تونسی
با عرض سلام خدمت شما
در این پست قصد دارم شما را با یکی از شاعران بزرگ و جوان و پرآوازه تونسی آشنا کنم

در ادامه مطلب بخوانید
************************************************************
ابوالقاسم الشابی در در روز چهارشنبه 24 فوریه 1909 در شهر جنوبی توروز در کشور تونس به دنیا امد. پدر ابوالقاسم که انسانی دیندارو متقی بود به عنوان قاضی در شهرهای مختلف تونس مشغول به کار شد که این موضوع فرصت مناسبی برای شاعر جوان بود که با زندگی ، آداب و رسوم و طبیعت جاهای مختلف کشورش آشنا شود.
او سه برادر دیگر به نام های محمد امین ، عبدالله و عبدالحمید داشت. برادرش محمد امین به مدت دوسال به عنوان اولین وزیر تعلیم ( آموزش و پرورش) بعد از استقلال به فعالیت پرداخت.

و نهایتا این بیماری او را در یکی از بیمارستان های پایتخت بستری کرد و بعد از شش روز در تاریخ 6 اکتبر 1934 یعنی در سن 25 سالگی وفات کرد.
و در همان روز جسدش به شهر اجدادیش یعنی توروز منتقل گردید. گرچه اشعار ابوالقاسم در زمان حیاتش در مجله ها و روزنامه ها و حتی کتب درسی به چاپ رسید ولی این شاعر پس از مرگش بیشتر مورد توجه قرار گرفت و اشعارش به صورت کتاب در تونس و دیگر کشورها به چاپ فراوان رسید و سالها بعد برای او ضریحی با مراسمی خاص بر قبر این شاعر بنا گردید.

او در اشعارش با وجود صغر سنی که داشت به غیر از عشق از زندگی و سختی آن ،از عشق به وطن و میهن از ظلم و جور حاکمان و از امید سخن گفت و تمام مظلومان عالم را برای رهایی از زیر سلطه ظلم مورد خطاب قرار داد.
او در اشعارش بی ارادگی مردم و سکوت ان ها را در برابر ظلم نکوهش کرد و ظالمان را از آینده خود برحذر داشت که روزی این ایام به پایان خواهد رسید.
قصیده معروف و حماسی او به نام « ارادالحیاه » توسط همه آزادیخوان در کشورهای عربی زمزمه می شود و چند بیت از این قصیده جزء سرود ملی کشور تونس بوده و هست .
در انقلاب تونس انقلابیون شعرهای حماسی این شاعر جوان را در شعارهایشان به کار می بردند.
نویسندگان و شاعران زیادی درباره این شاعر جوان کتاب ها و مقاله ها نوشته اند و همه براین نکته تاکید کرده اند که الشابی جوان راه روشنی و امید و مبارزه با ظلم جور را ه ملت ها آموخت . و به او شاعر انقلاب ، شاعر آزادگی ، شاعر جوانان و شاعر عاشق لقب دادند.
بد نیست یکی از سروده های این شاعر به نام « الی طغاه العالم » « خطابه ای به ظالمان جهان » که در سال اشغال تونس به دست فرانسوی ها سروده شده است را بخوایند
ألا أيها الظالم المستبد
هان ای ستم پیشه ی مستبد
حبيب الظلام عدو الحياه
ای دوستدار تیرگی خصم زندگی
سخرت بأنات شعب ضعيف
به زخم توده خندیدی
و كفك مخضوبة من دماه
و دستانت به خونش آغشته گشت
و سرت تشوه سحر الوجود
و سودای امحای جادوی هستی در سر پروراندی
و تبذر شوك الاسى فی رباه
و بذراندوه و آه و اشک در آفاق افشاندی
رويدك لا يخدعنك الربيع
منتظر باش و این بهار دروغین تو را غافل نکند
و صحو الفضاء و ضوء الصباح
دل بر آسمان و صبح روشن مبند
ففی الافق الرحب هول الظلام
چرا که به سویت در آفاق ، ظلمت
و قصف الرعود و عصف الرياح
و تندر و بادهای طوفانزا روانند
حذار فتحت الرماد اللهيب
بدان که در زیر خاکستر آتشی هولناک شعله ور است
و من يبذر الشوك يجن الجراح
تیغکاران همیشه زخم و جراحت درو می کنند
تأمل هنالك انى حصدت رؤوس الورى و زهور الأمل
تامل کن و بنگر بدانجا که توده را بی سر و بی سردار کرده ای
و گل های امید لگدکوب سپاه تو بوده اند
و رويت بالدم قلب التراب اشربته الدمع حتى ثمل
قلب زمین را غرقه در خون کرده ای چهره اش غرق در اشک
سيجرفك سيل الدماء
سیل جوشان خون تو را خواهد برد
و يأكلك العاصف المشتعل
و تند باد شعله بر لب تو را خواهد خورد
از این شاعر به غیر دیوان شعر و چند کتاب دیگر اشعاری نیز در کتب درسی در زمان حیات و بعد از مرگش نیز به چاپ رسیده است.
در شهر توروز به پاس یاد او یک تپه ی سنگی را به شکل صورت این شاعر جوان به زیبایی تراشیده اند.
.تصویر این شاعر بر اسکناس 30 دینارتونسی نیز دیده می شود.
.